متن خبر

چشم استامبول؛ قدر شناسی یک استاد تمام؛ «بزم و رزم» روایتی کامل، منصفانه و جذاب از موسیقی جنگ و طرح پرسشی از مناسب بودن محل برگزاری جشنواره!

چشم استامبول؛ قدر شناسی یک استاد تمام؛ «بزم و رزم» روایتی کامل، منصفانه و جذاب از موسیقی جنگ و طرح پرسشی از مناسب بودن محل برگزاری جشنواره!

چشم استامبول؛ قدر شناسی یک استاد تمام؛ «بزم و رزم» روایتی کامل، منصفانه و جذاب از موسیقی جنگ و طرح پرسشی از مناسب بودن محل برگزاری جشنواره!اخبار سینمای ایران
شناسهٔ خبر: 15471 -




سینماپرس-اخبار سینمای ایران-سینما پرس: علی دشتبان/ پنجمین روز از جشنواره سینما حقیقت هم به پایان رسید، روزی شلوغ که به واسطه یکی دو فیلم در سانس های آخر توانست طولانی ترین صف های خود را در پردیس چارسو تجربه کند. همین امر نیز موجب شد تا نگارنده قدری بر برگزاری چنین جشنواره های پر مخاطبی که البته نکته «حضور برای عموم آزاد است» اثر زیادی بر آن گذاشته است، در محل پردیس چارسو تأمل کنم.  پنجمین روز از جشنواره سینما حقیقت هم به پایان رسید، روزی شلوغ که به واسطه یکی دو فیلم در سانس های آخر توانست طولانی ترین صف های خود را در پردیس چارسو تجربه کند. همین امر نیز موجب شد تا نگارنده قدری بر برگزاری چنین جشنواره های پر مخاطبی که البته نکته «حضور برای عموم آزاد است» اثر زیادی بر آن گذاشته است، در محل پردیس چارسو تأمل کنم. شاید پر بی راه نباشد که بگوییم ما هنوز هیچ سالن و محل مناسبی نداریم که بتواند تمام جوانب یک جشنواره سینمایی را در آن برگزار کنیم. از محل همایش های برج میلاد گرفته که پاتوق چند سال اخیر سینماگران و فیلم هایشان در جشنواره فیلم فجر است تا پردیس ملت و سینما فلسطین و همین پردیس چارسو! از دوری راه و وجود طرح ترافیک گرفته تا محدودیت سالن و نبود امکانات جنبی برای مخاطبین داخلی و خارجی همه و همه از عواملی است که باعث شده است ما هنوز در برگزاری جشنواره های سینمایی مان که الاماشاالله هر روز هم به تعدادشان اضافه می شود مشکلاتی را پیش رو داشته باشیم. اما این مسائل در رابطه با تنها جشنواره مستند سینمایی سال کشور یعنی سینما حقیقت بیش از همه موضوعیت پیدا می کند، چراکه با سیاست پیش رو و آزادی حضور همگان در جشنواره بدون ارائه بلیط و ... مسلم است که بحث گنجایش و ظرفیت سالن های نمایش به مسأله ای مهم تبدیل می شود و باید از پیش برای آن فکری کرد. هر چند هر برگزار کننده و میزبانی از درست شدن صف های طولانی برای فیلم های حاضر در جشنواره اش راضی و خشنود خواهد شد اما باید فکری هم برای آن کسانی کرد که شاید از راهی بسیار دور برای تماشای فیلم مورد علاقه شان به سمت جشنواره آمده اند و در آخر چیزی بجز درهای بسته و خیل جمعیت و احتمالا مشاجره های ناخوشایند بر سر قدری جا برای ایستادن نصیبشان نخواهد شد! اتفاقی که نه تنها برای عده بسیار زیادی از مخاطبین می افتد بلکه در بعضی موارد شامل حال اساتید و میهمانان ویژه هم می شود و با شلوغی غیر قابل کنترل و البته حق میزبانی عده زیادی از مستند سازان بزرگوار، نمی توان به این سرعت چاره ای برای آن جست! به هر روی دو فیلم چشم استامبول که نمایش دوم خود را در سینما حقیقت تجربه کرد و «بزم و رزم» که رونمایی همه چیز تمام را پشت سر گذاشت فیلم های پر مخاطبی بودند که صف های طولانی را ایجاد کردند تا در دو روز باقی مانده درخواست برای اکران ویژه آن ها از برگزار کنندگان بیشتر باشد. چشم استامبول به کارگردانی فاتح کایمارک و بینور کارائولی به روایت زندگی هنری «آرا گولر» عکاس افسانه ای ترکیه ای –ارمنی می پردازد، آن هم به بهانه برگزاری نمایشگاه مرور بر آثارش در سنین کهنسالی. استفاده از روایت خلاق و غیر خطی در روایت داستان زندگی یکی از خلاق ترین هنرمندان معاصر ترکیه که اثرگذاری بسیاری در شکل گیری هنر معاصر ترکیه داشته است یکی از نکات بسیار مهم فیلم است که این مستند پرتره را متفاوت از دیگر آثار همانندش کرده است و جذابیت های ویژه ای را نیز مکملش کرده است. همانند استفاده از کولاژ هایی از عکس های بی نظیر گولر در خلال فیلم که ماهیت فیلم را نیز همانند موضوعیت برپایی نمایشگاه عکس، به یک نمایشگاه متحرک تبدیل کرده است تا مخاطب علاوه بر اشنایی با این هنرمند جهانی با بیشتر آثار درخور توجه او نیز بی واسطه آشنا شود و به دنیای عکاسی او از دریچه دوربین وارد شود. چشم استامبول همچنین مانند بسیاری از مستندهای پرتره دیگر از وجود خود شخصیت اصلی برای ارائه بیوگرافی هم استفاده کرده است تا مخاطب بیش تر به واسطه شخصیت منحصر به فرد «آرا گولر» فیلم را دنبال کند. گولر هنرمندی بی نظیر است که به گفته بسیاری از هنرمندان معاصرش نقش بسزایی در شکل گیری هنر معاصر ترکیه داشته و عکس هایش هویتی اصیل از شهر استامبول به شمار می روند، چرا که شمار زیادی از عکس هایی که او گرفته در واقعیت دیگر به آن شکل وجود ندارند و تغییر کرده اند، به همین سبب عکس های او از استامبول شناسنامه و هویت شهر است که بیش از یک عکس ارزش و اعتبار دارد. وجوه مختلف این هنرمند و نگاه فلسفی اش به زندگی و هنر و همچنین شهامت و خطرکردنش در مواجه با ثبت عکس هایی خبری به او و عکس هایش ویژگی هایی منحصر به فرد بخشیده است که آن ها را با ثابت بودن و صامت بودنشان در تصویر دارای یک دنیا حرف ناگفته کرده است. شاید یکی از ویژگی های به خصوص گولر که مخاطب به مرور با آن در خلال فیلم آشنا می شود، اعتقادات استوار و محکم او به پروردگار، قدرت لایتناهی او و حضور و برکتش در هر لحظه زندگی بشر است. نگاهی سرشار از ایمان که می توان رد پای آن را در بیشتر عکس هایش دید و جستجو کرد. اما یکی دیگر از نکاتی که او را برای مخاطب جذاب و خاص جلوه می دهد، شیوه روایت و برخورد او با هر کدام از عکس هایش است که یک داستان ویژه، در عین حال جذاب، با وجود رگه های طنز و انتقاد های همیشگی هستند. طنز موجود در کلام آرا گولر مخاطب را در خلال تماشای تلخ ترین عکس ها موقعیت های فیلم نیز سرحال و سرزنده نگه می دارد و نمی گذارد تا فیل دست خوش تلخی برخی از روایت های عکاسی گولر از دوران جنگ شود. اما چیزی که فارغ از خود فیلم نظر مخاطب را به خصوص یک مخاطب ایرانی را به خود جلب می کند این است که معاصران یک هنرمند ترک تا چه میزان او را در زمان حیاتش گرامی داشته اند و عزت و اعتبار و ارزش او برای همه نسل ها چه معاصرانش و چه جوانان چقدر بالا و گران سنگ است. چیزی که شاید در کشور ما آنقدر ها جدی گرفته نمی شود و معمولا پس از درگذشت هنرمندان است که وجوه بی نظیر و گرانقدرشان را ملموس و مورد توجه می کند. شاید یکی از درس های این فیلم همین باشد که قدر اساتید و هنرمندان و بزرگان کشور و تاریخمان را باید در زمان حیاتشان دانست و درک این ارج و قرب را به خود آن ها نیز بی واسطه نشان داد! اما فیلم دیگری که مورد توجه مخاطبین و علاقمندان سینمای مستند قرار گرفت، فیلم «بزم و رزم» ساخته سید وحید حسینی بود، فیلمی به غایت همه چیز تمام، محصول روایت فتح که تاریخ موسیقی جنگ و انقلاب را زیر ذره بین برده بود و با استفاده از آرشیوی بی نظیر و دست اول توانسته بود روایتی کامل و جامع از تحولات موسیقی معاصر را تفسیر و تبیین کند به طوری که مطمئنا پس از این، بزم و رزم را به عنوان یک مرجع برای پژوهش موسیقایی و تاریخی هنر مورد توجه پژوهشگاران قرار خواهد داد. حضور چهره های دست اول و اثرگذار موسیقی معاصر همانند استاد حسین علیزاده، مدیران فرهنگی و کارشناسان موسیقی نظیر مهدی کلهر و خوانندگان و آهنگسازان دوره انقلاب و جنگ در قاب دوربین وحید حسینی از نکات بسیار مهمی بود که فیلم را دارای سندیت و هویت مستقل کرده بود. بی شک صحبت های دست اول و روایت های تاریخی بدیعی که هر یک از مصاحبه شوندگان مقابل دوربین بازگو می کردند، سهم بسزایی در شکل گیری این دایره المعارف تصویری داشته است که نمی توان از آن به سادگی گذشت. روایت های جذاب و شنیدی بیژن کامکار، حسین علیزاده و دیگران فیلم را به چیزی بیش از یک مستند تبدیل کرده بود. اما نکته ای که شاید بیش از همه بتوان آن را از عناصر توفیق این فیلم دانست سوژه بکر و در عین حال جذاب فیلم است. موسیقی همیشه جذابیت های خاص خود را داشته و دارد، چه برسد پرداخت آن در قالب تصویر آن هم در خلال نوستالژی های موجود در هر قطعه موسیقی که پایش در روزگار معاصر ماست و از انقلاب تا جنگ و تمام خاطراتش در ذهن تک تک بینندگانش اثر خواهد کرد. پرداخت موشکافانه و دقیق فیلم به اغلب ترانه ها، تصانیف، قطعات و سرودهای انقلاب و دوران دفاع مقدس از فیلم یک آلبوم تصویری و صوتی کامل درست کرده بود که همراه با تحلیل های درست و بعضا پر از سوال بود که همین ایجاد پرسش ها به هر چه بیشتر شدن جذابیت فیلم کمک کرده بود. از دیگر نکات قابل ذکر در فیلم وجود شوخی ها و طنز هایی بود که عامدانه در این فیلم ۲ ساعته گنجانده شده بود و می توان آن را از زیرکی و هوشیاری و شناخت کارگردان و تعاملش با تدوینگر فیلم دانست که چگونه از این شوخی ها برای حس نکردن گذر زمان به نفع فیلم استفاده کرده اند. البته رعایت جانب انصاف در تمام تحلیل ها و بررسی ها چه از موارد مدیریتی که در طول این دوران بر سر موسیقی معاصر رفته بود چه سختی ها و مرارت ها که در ساخت آثار وجود داشته است نشان از آگاهی فیلمساز به مقوله موسیقی معاصر دارد و می تواند در اثبات این موضوع که همانا آگاهی و شناخت فیلم ساز مستند به موضوع فیلمش بزرگ ترین دستاورد و راهنمای او در طول مسیر است، بیان شود. فیلم از معدود فیلم های مستند گزارشی و آرشیوی است که با وجود محدود بودن فیلمساز در این دو حیطه روایتی و بعضا بسته بودن دستش در استفاده از شیوه های خلاق روایت، به شدت جذاب و حتی نفس گیر از آب در آمده است و توانسته نبض مخاطب را در دست بگیرد. البته ناگفته نماند نیمی از جذابیت فیلم نه بخاطر مهارت و نبوغ فیلمساز، که بخاطر خیل احساسات مشترک و نوستالژی موجود در موسیقی های مختلف است که میان مخاطب و فیلم وجوه مشترک بسیاری را ایجاد می کند و نمی گذارد تا یک لحظه هم بیننده از فیلم چشم بردارد.

محل تبلیغات

طراحی و اجرا مهدی نوروزی -کلیه حقوق تعلق دارد به پایگاه خبری سینمایی ایهنا

برچسب‌ها

برچسب های مرتبط
اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران
اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران اخبار سینمای ایران logo-samandehi